٭ اين وصيت نامه ي داريوش كبير ،
واقعا مو رو به تن آدم سيخ ميكنه:


اينك كه من از دنيا مي روم بيست و پنج كشور جزو امپراطوري ايران است ... و ايرانيان در آن كشورها داراي احترام هستند و مردم كشورها نيز در ايران داراي احترام مي باشند.

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار... هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده... و بدون ترحم دروغگو را ا ز خود دور نما ...

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده... همواره حامي كيش يزدان پرستي باش ، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي كند و پيوسته به خاطر داشته باش كه هر كس بايد آزاد باشد كه از هر كيشي كه ميل دارد پيروي نمايد.

زنهار ، زنهار ، هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو ...
هرگز از آباد كردن دست بر ندار ...

عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان كه بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو فقط موقعي بايد به كار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو خطا را عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي.

بيش از اين چيزي نمي گويم... اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميكنم كه مرگم نزديك شده است.

فقط اين وصيت نامه ي 2500 ساله رو مقايسه اش كنين با ايران امروز ... !!

 

- ساعت 20:47


 

٭ فروش الكل خوراكي در داروخانه‌‏ها !!
الكل گندم، در بسته بندي شيك و با شيشه كتابي به تازگي در داروخانه ها و سوپر ماركتها به راحتي به فروش مي رسه و به خاطر قيمت مناسب و كيفيت بالا وتهيه آسونش از فروش بالايي هم برخورداره.

 

- ساعت 20:47


 


 



٭ اين آخرين عكسيه كه آرش جان من - كه داييش دور قدو بالاش بگرده - برام فرستاده. چند روز پيش دلش برام تنگ شده بودو بهم زنگ زدو كلي با هم صحبت كرديم. (: آقا از مهد كودكش فارغ التحصيل شده و يه جشن مفصل براشون گرفتن! انگليسيشم از خود كانادايي ها بهتره! ((: گفت برام نقاشي كشيدهو پست ميكنه. آرش جونم علاوه بر اينكه تو تيپش و نبوغش به داييش برده ، ظاهر استعداد عكاسيشم كم كم داره شكوفا ميشه! (; خلاصه اينكه دلم لك زده واسه اينكه دوباره ببينمش و بغلش كنمو بچلونمش.


امروز دقيقا يكسال شد كه آرش و مامانش مهاجرت كردن به كانادا. به يه چشم بهم زدنم اين مدت گذشتو ما كم و بيش به جاي خاليشون عادت كرديمو اونا هم كم وبيش اونجا جا افتادنو به همه چيزايي كه ميخواستن رسيدن. داشتم يه چرخي تو آرشيو پارسالم ميزدم، ديدم عجب بجراني رو من از سر گذروندم. اگه اين وبلاگم و دلداريها و كـامــنـــت هاي شما نبود احتمالا از غصه ميتركيدم! دنيا اومدن آرش رو زندگي من كه خيلي تاثير داشت. از همون نظر اولي كه ديدمش عاشقش شدم. هر روز انتظار ميكشيدم كه زنگ خونمونو بزننو بيان پيشمون. اونم منو از همه بيشتر دوست داشت، وقتي كه ميومد اگه دم در به جاي من مثلا مامان بزرگش اول ميرفت استقبالش شاكي ميشدو گاهي هم قهر ميكردو نميومد تو مگر اينكه ميفهميد كه خونه نيستم! نوزاد كه بود وقتي كه مامانشم نميتونست خوابش كنه، من بغلش ميكردمو سرشو ميذاشتم رو سينمو تو يه چشم بهم زدن خوابش ميبرد. منم عشقي ميكردم برا خودم. به مامانشم حسوديم ميشد كه هميشه يه همچين موجود دوست داشتني تو دستو پاش ميلوله! ((: وقتي اينجا بود كه ديگه كامپيوتر من تمام وقت در اختيارش بود. وقتي هم كه خودم پاش نشسته بودم به هركلكي كه بود ميومد تو اتاقمو هرجوري كه بود يه راهي پيدا ميكردو مينشست تو بغلم. هميشه هم چهارچشمي اموال داييش رو ميپاييد كه كسي بهش دست نزنه. يه بار كه تهران نبودم براي اينكه نره سر كامپيوتر بهش سفارش كرده بودم كه مواظب باشه كسي به كامپيوترم دست نزنه. يه شب باباش ميخواسته ايميلشو چك كنه و مياد پاي كامپيوتر منو آرشم شاكي ميشهو ميگه داييم اجازه نميده، اونم ميگه خوب بذار زنگ بزنم ازش اجازه بگيرم، ميگه نه اجازه نداري به تلفنشم دست بزني! خلاصه اينقدر گير ميده تا آخر باباش بيخيال ايميل هاش ميشه! ((:
اميدوارم كه اين يكسال هم زود بگذره چون سال ديگه به هرحال يا من ميرم پيششون ديدني يا اونا ميان (:

 

- ساعت 02:12


 

٭ اگه خيلي بيكاري بهتون فشار اورده و نميدونين چيكار كنين، برين اينجا يه دل سير پشه بكشين، دلتونم خنك ميشه! ((:
 

- ساعت 02:10


 



٭ تبليغات گرانترين برج مسكوني ايران رو ديدين؟
برج 16 طبقه اي بهشت با واحد هاي 900 تا 1300 متري و قيمت پايه در حال حاضر متري 40 تا 52 ميليون ريال گرانترين برج ايران خواهد بود.
در اتاق اصلي هر آپارتمان يك وان جكوزي و يك دستگاه سوناي خشك و بخار تعبيه شده و حياط سازي آن شامل جاده سلامتي جهت پياده روي و دوچرخه سواري ، آبشار ، آلاچيق ، نهر آب ، بركه ، فضاي سبز و فضاي بازي به مساحت 2500 متر مربع ميباشد.
ساخت برج بهشت با 20 ميليارد تومن سرمايه گذاري توسط پدر و پسري در سال 80 در زعفرانيه تهران آغاز شد و در ســال 83 با 50 ميليارد تومان سود براي صاحبانش به اتمام خواهد رسيد! (:

 

- ساعت 00:39


 

٭ يه سر به سايت عكاسي فضايي بزنين. اونجا ميتونين عكسهاي فوق العاده اي از زمين ببينين كه توسط ماهواره ها و با حساسيت يك متر گرفته شدن. جالبه كه عكس مجتمع اتمي بوشهر هم جزو 10 عكس پر دريافته.

اين لينك رو از وبلاگ احمد انوري برداشتم. يادش بخير، تا زماني كه ايران بود چقدر خودشو مهدي برادرش رو (كه مدال طلاي يكي از المپياد ها رو برد) تو Doom سوراخ سوراخ ميكردم! ((: يادته احمد؟ (; احمد اون زمان مدير انجمن Fun شبكه پيام بود و شايع بود كه تو سايت دانشگاهشون ميتونه از روي صداي تايپ ، پسورد مردم رو بفهمه !! ((:

لينك وبلاگ احمد انوري و همچنين يه سري از دوستاني كه مدتهاست بهم لينك دادن رو به وبلاگهاي همسايه اضافه كردم.

 

- ساعت 00:38


 

٭ پنجمين کتاب ِ هری پاتر به بازار آمد.
تازه ترين اثر خانم رولينگ که اکنون وارد بازار شده، حکايت اين است که چگونه قهرمان داستانهای او به محفل ققنوس راه می يابد که حلقه ای از جادوگران است.
"هری پاتر و محفل ققنوس" را بنابر تشريفات، خودرويی ضد گلوله و محافظت شده به کتابخانه عمومی نيويورک برد و رئيس کتابخانه با دستکش سفيد به دست آن را تحويل گرفت.
در فرانسه، مترجم رسمی داستانهای هری پاتر ترجمه "هری پاتر و محفل ققنوس" به زبان فرانسه را بلافاصله آغاز کرده و با سرعت ده صفحه در روز پيش می رود که انتظار می رود تا ماه اکتبر ترجمه کتاب را به پايان برساند. نقدنويسان رسانه ها برای اينکه هر چه سريعتر بتوانند نظر خود را نسبت به اثر تازه خانم رولينگ ابراز کنند، از نيمه شب گذشته بلافاصله خواندن آن را آغاز کرده و فصول کتاب را بين خود تقسيم کرده اند.
کتابفروشی اينترنتی آمازون که مهمترين کتابفروشی اينترنتی در جهان به شمار می رود تاکنون يک ميليون سفارش پيش خريد اين کتاب را دريافت کرده است و تاکنون سيزده ميليون نسخه به چاپ رسيده و انتظار می رود سی ميليون پوند درآمد نصيب نويسنده خود کند.

 

- ساعت 00:37


 



٭ يادش بخير. خرداد پارسال بود كه اولين عكس از يكي از اولين قرارهاي وبلاگي منتشر شد. اون موقع قرار ها خيلي با تعداد محدود و كنترل شده برگذار ميشد و نهايتا 10 نفر تو هر قرار دعوت ميشدن. (: ماشالا يكي هم از يكي ترسو تر! همه صورتامون رو پوشونده بوديم كه شناخته نشيم! ((:

به خاطر زيادي سنگين شدن وبلاگم به دليل عكسهاي زيادش، اصل اين عكس رو نذاشتم اينجا. رو اين نمونه بند انگشتيش كليك كنيدو حتما اصلشو هم ببينين. (:

 

- ساعت 00:41


 

٭ سياوش قميشي جان من 58 ساله شد! تولدش مبارك (:
الان داره رو آلبوم جديد ابي كار ميكنه و آلبوم خودش " بی سرزمين تر از باد " تا دو ماه ديگه قراره وارد بازار بشه. اين آلبوم شبيه به آلبوم نقابه ولی آهنگهاش پرتحرکتر و از لحاظ نوع موسقی مدرنتره. اكثر شعرهاي هاي اين آلبوم رو هم يغما گلرويي گفته كه نقاب هم يكي از كاراش بود :

من برای تو می خونم هنوز از اين ور ديوار
هر جای گريه که هستی ، خاطره ها رو نگه دار
تو نميدونی عزيرم ، حال و روزگار ما رو
توی چين ِ آينه بشمر ، تک تک حادثه ها رو
خورشيدو از ما گرفتن، شـُکر شب ، ستاره پيداست
از نگاه ما جرقه ، صدتا فانوسه ، يه روياست
هم غصه بخون با من تواين قفس بی مرز
لعنت به چراغ سرخ ، لعنت به چراغ سبز

 

- ساعت 00:37


 

٭ اين فاكتور خريد ده نمكي رو ديدين؟ ‌‌(16/4/78)

150 تا دسته كلنگ
سه بسته شيلنك نخ دار

 

- ساعت 00:36


 



٭ پنج شنبه ي هفته ي پيش تولد مجله ي كاپوچينو بود و از اونجايي كه من خيلي آدم به روزي هستم تازه امروز يادم افتاد كه تولدش رو تبريك بگم. (: متاسفانه دعوتنامه جشن تولدشون رو هم در آخرين لحظه ديدم و نتونستم برم ):



اين عكس مال تابستون پيشه، روز تولد من، رستوران چيلي. چهره ها رو كاپوچينو كردم كه يه وقت تو خيابون شناساييشون نكنينو امضا ء بخواين ازشون! (;

 

- ساعت 11:15


 

٭ سايت آلكسا كه يكي از زيرمجموعه هاي آمازون هست، يه سرويس جالب داره كه رده ي جهاني هر وبسايت رو مشخص ميكنه. مثلا ياهو در رده اول ، سايت گويا در رده 9524 ، وبلاگ سردبير:خودم در رده 115968 ومجله كاپوچينو در رده 455168 قرار داره.
 

- ساعت 10:14


 

٭ روزگاري كه سپري ميشود: " در شب آخر ژانویه 2000 درست ساعت 12 نیمه شب که قرار بود دنیا وارد قرن 21 بشه یه پرواز فوق العاده ویژه انجام شد طوری که کنکورد بعد از پرواز از سیدنی سرعتش طوری تنظیم شد که با سرعت چرخش زمین مساوی باشه بطوری که برای بیشتر از چند ساعتی که کنکورد پرواز داشت ، زمان داخل هواپیما متوقف شد. به زبون بهتر برای چند ساعت مردم داخل اون پرواز ساعتهاشون رو 12 نیمه شب موند و برای چند ساعت سال تحویل داشتند تونستند یک تجربه منحصر به فردی رو تا امروز داشته باشند و بیشتر از لحظه به قول معروف سال تحویل لذت ببرن. "
 

- ساعت 10:13


 

٭ گزارش حقيقت جو - نماينده مجلس - از حمله انصار حزب الله به خوابگاه دانشگاه علامه طباطبايي:
" آنان با شعار «يا زهرا و يا حسين» حمله مي کردند و مرتب تکرار مي کردند «به موقعيت کربلا بازگرديد»، و وقتي دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند، خواستار ذکر صلوات براي قامت رعناي رهبر مي شدند و سپس با فحشهاي زشت غير قابل ذکر دانشجويان را مورد تحقير قرار مي دادند! "

 

- ساعت 10:13


 



٭
گيرم كه در باورتان به خاك نشستم
و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبر هاتان زخم دار است


با ريشه چه مي كنيد ؟

گيرم كه بر سر اين بام بنشسته در كمين پرنده اي
پرواز را علامت ممنوع ميزنيد


با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه مي كنيد ؟



گيرم كه ميزنيد ، گيرم كه ميبريد ، گيرم كه مي كشيد

با رويش ناگزير جوانه چه مي كنيد ؟؟

 

- ساعت 14:53


 

٭ - نامه ابراهيم نبوي به رهبر :
اگر جسد 40 يا 50 نفر کف خيابان اميرآباد بيفتد ، مطمئن باشيد آن خانه ديگر هرگز روی آرامش نخواهد ديد. طوفان جامعه چنان گيج کنننده است که فرصت تامل دوباره به شما را نخواهد داد.

- حمله بی سابقه دفتر تحکيم وحدت به حکومت ايران :
افرادی که تحت عنوان "لباس شخصی" يا "حزب اللهی" به سرکوب تحرکات دانشجويی می پردازند "قداره کشان وابسته" به حاکميت اند که مسئولان امر "قلاده شان" را باز کرده اند تا به "يورش بيرحمانه به دانشجو و دانشگاه و مردم" بپردازند.

- بيانيه دانشگاهيان و فعالان سياسي و فرهنگي :
نشستن اشخاص يا نشانيدن ايشان بر جايگاه ربوبيت ، شرك آشكار نسبت به مقام صاحب كرامت انساني است.

- محمدرضا خاتمي نايب رييس مجلس :
توهين بالاتر از اين نيست كه بگوييم ملت از خارج كنترل مي‌شوند.

- گزارشگران بدون مرز :
ايران امروز رکوردار بزرگترين زندان روزنامه نگاران خاورميانه است.

 

- ساعت 14:46


 



٭
رازقي پرپر شد، باغ در چله نشست
تو به خاك افتادي، كمر عشق شكست
ما نشستيمو تماشا كرديم...




دلم ميخواد گريه كنم، براي قتل عام گل، براي مرگ رازقي
دلم ميخواد گريه كنم، براي نابودي عشق، واسه زوال عاشقي
[...]

 

- ساعت 23:20


 

٭ چقدر اين روزا جاي وبلاگ سينا مطلبي با اون خبراي دست اول و نقدهاي خوندنيش خاليه...
 

- ساعت 22:01


 




 



٭ - يك روز بدون كيهان ! (:
- ترجمه مصاحبه ي گاردين با جلاد عربستاني
- مردم عراق: "اگر اينجا هم مثل ايران بشود بساطمان را جمع می کنيم و از اين مملکت می رويم" !!
- لينكهاي وبلاگ هاي همسايه رو Blogrolling يي كردم. وبلاگ هاي به روز شده به صورت پررنگ نمايش داده خواهند شد و كم كم بر تعداد وبلاگ ها خواهم افزود.

 

- ساعت 17:21


 



٭
اگر بدونين اين چند روزه متل قو چه خبر بود
و ملت هميشه در صحنه چه جشني گرفته بودن! (;



ساحل متل قو يه رستوران يا در حقيقت قهوه خونه ي دو طبقه داره كه تقريبا همش تو دريا قرار گرفته. شب چهارده خرداد، آخر شب يه سر رفتيم اونجا . اولين چيزي كه جلب توجه ميكرد صداي بلند موسيقي لس آنجلسي بود كه پخش ميشد. خلاصه نشستيمو يه نوشيدني سفارش داديم. يه كم كه گذشت ديگه مردمي كه با يه بشكن قرشون ميگيره نتونستن با صداي موسيقي جلوي قر خودشون رو بگيرنو يكي يكي پاشودن و اومدن بالا! و كم كم همه چه دختر و چه پسر اومدن وسطو آي رقصيدن، اونم چه رقصيدني ((:

ما طبقه دومش پشت يه ميز نشسته بوديم و پشت سرو زير پامون دريا بود. دريا هم شديدا موجي بود و ديگه با هر تكوني كه رقاصا ميخوردن احساس ميكرديم كه هر لحظه ممكنه همه چي خراب شهو بيوفتيم تو آب! آخراش كه ديگه كل اسكله ميرفتو ميومد! (اون تيكه آواز آخر كارتون گربه هاي اشرافي رو كه يادتون مياد؟) (: خلاصه تا ساعت 4 صبح كه ديسكو و بار اونجا به راه بود و ملت تا خرخره خورده ي اكس زده حسابي يه فرصتي براي تخليه ي انرژيشون پيدا كرده بودن. فردا شبشم يعني شب 15 خرداد با وجود بارون شديدي كه ميومد بازم اين برنامه با حرارت بيشتري به راه بوده.
كلا مردم روحيه ي خيلي خوبي داشتن ايندفعه و همه حسابي شادو شنگول بودنو از همه جا صداي موسيقي بلند بود. به قول يكي از بچه ها با صداي زمين افتادن يه قابلمه هم همه قرشون ميگرفتو ميپريدن وسط! ((:


توضيح: همه ي عكسارو نفيسه برا من گرفته، من بازم دوربينو جا گذاشته بودم! صورتها رو مات كردم كه مشكلي برا كسي پيش نياد.

 

- ساعت 11:39


 

٭ اين تلقين هم بد چيزيه! (: شمال كه بوديم يه شب سر شام نشسته بوديم كه يهو يه صداي بومبي از تو آشپزخونه اومد! بعدشم يه بوي عجيبي همه جا پخش شد! ما هم پريديم تو آشپزخونه و نهايتا به اين نتيجه رسيديم كه صدا از يخچال بوده و الان داره گاز فرئونش همه جا پخش ميشه، تند تند و از ترس مسموم شدن همه درو پنجره ها رو باز كرديمو محتويات يخچالو هم خالي كرديم . بعدشم دهنامونو بستيمو به هزار زحمت يخچال رو برداشتيمو برديم بيرون، اول ميخواستيم بندازيمش دم در ولي بعدش به انباري رضايت داديم! خلاصه برگشتيم تو ويلا و هر كدوم يه طرف افتاديم! هممون احساس سنگيني بهمون دست داده بود، من افتاده بودم رو مبلو داشت خطرات گاز فرئون از زيست شناسي دبيرستان يادم ميومد، كم كم هم داشت چشام ميوفتاد رو هم و خيلي جدي احساس مسموميتو گاز گرفتگي بهم دست داده بود. عليرضا و نفيسه هم يه ور ديگه افتاده بودنو همش ميپرسيدن كه حال منم به بدي حال اونا هست يا نه! حتي زنگم زديم به يكي از بچه ها كه از بابا دكترش بپرسه كه بايد چيكار كنيم كه نميريم! ((:
خلاصه خيلي جدي رو به موت بوديم كه ديديم هنوزم داره بو مياد از تو آشپزخونه، بازم به دنبال منبع بو گشتيمو ديديم كه سه راهي پشت آبگرمكن مشكل داشته و پلاستيكاي توش ذوب ميشدن و بو توليد ميكرده!!! ((: ما هم كه خيالمون از گاز راحت شده بود در يه لحظه خوب خوب شديم و كاملا سرحال اومديم! اون سنگينيمون هم به خاطر شام سنگيني بود كه خورده بوديم!! ((: خوب شد كه يخچال بيچاره رو نذاشتيمش دم در!

 

- ساعت 11:14


 

٭ الان در مراسم افتتاحيه ي سومين نمايشگاه بازرگاني امارات در تهران، مديرعامل شركت نمايشگاه ها كه مشاور وزير هم ميشه از ترس عرب ها فقط با ذكر خليـــــج از خليج فارس ياد كرد!!
تكميل: بعدش مجري برنامه ها كه به شدت بهش برخورده بود رفت پشت تريبون و چند بار با تاكيد بر خليج فارس سخنراني كرد!

 

- ساعت 10:57


 



٭
اينم از عكس هاي كيش (:



عكاس همه ي اين عكسها عليرضا يا خانومش - نفيسه - هستن! من تنبليم ميشد دوربين رو همراه خودم اينورو اونور بكشم!! ((: اون عكس غروب كيش رو هم آخرين لحظه قبل ازفرودگاه رفتن كه يه سر به كشتي يوناني زده بوديم و دوربين هم همراهم بود گرفتم.

من تا آخر هفته تهران نيستمو وبلاگم تا جمعه آپديت نميشه. اگر شما هم متل قويي بودين كه ميبينمتون!(; ايشالا كه اونجا تنبليم نيادو حسابي عكس بگيرم. فكر كنم اين روزا خيلي ديدني باشه!

 

- ساعت 01:27


 

٭ بخش آرشيو رو موقتا" راه انداختم. با كليك كردن بر بروي لينك بايگاني هفتگي در قسمت پيوندها، ميتونين به آرشيو مطالب نزديك به 80 هفته ي اين وبلاگ دسترسي پيدا كنيد. در اولين فرصت لينك آرشيو ها رو دوباره به صفحه ي اول منتفل ميكنم. (:
 

- ساعت 00:45


 



٭ ديگه براي sms فرستادن در ايران نياز به فعال بودن سرويستون و يا حتي داشتن موبايل نيست. برين اينجا و به طور رايگان هرچنتا پيغام كه ميخواستين از روي اينترنت به موبايل دوستانتون ارسال كنيد. (:

اين sms جدا" بر روي تماس هاي ارسالي و دريافتي من تاثير داشته بطوري كه اين سري نسبت به دو سري قبل كه sms نداشتم، مكالمات ارساليم حدود 20 درصد كم شده بود و در عوض دريافتي هام بيشتر از 3 برابر شده بود! البته اگه واقعا هر پيغام 14 تومن پامون آب بخوره، فقط 17-18 تومن پول sms هاي ارساليم خواهد شد! با اين حساب ارزونتر كه نميشه هيچ، گرونتر هم خواهد شد! ((:

 

- ساعت 00:01


 

٭ چند وقتيه كه فيلم بولينگ براي كلمباين ِ مايكل مور آمريكايي در سانس ويژه ي سينماهاي تهران از جمله سينما فرهنگ اكرانه. مايكل مور هموني بود كه در مراسم اسكار امسال يه سخنراني جانانه ي ضد جنگ كرد و سخنرانيشو هم با Shame on you bush به پايان رسوند. اين فيلم ضد اسلحه و ضد خشونت 120 دقيقه اي و 4 ميليون دلاري، امسال علاوه بر بردن 22 جايزه در 22 جشنواره سينمايي ، اسكار بهترين فيلم مستند رو هم بدست اورد.

يه خبرم در مورد ماهواره: بر طبق برآورد فصلنامه ي پژوهش و سنجش، بيش از 15 ميليون ايراني در خانه هاي خود به ماهواره دسترسي دارن، در صورتي كه تاحالا تنها كمتر از 70 هزار دستگاه كشف و ضبط شده! (:

 

- ساعت 00:01


 

٭ ابراهيم نبوي به يه سري از سران مملكت يه سري القاب دوران مشروطه اي داده!! ((:
" آيت الله جنتي: بوق العلما - آيت الله طبسي: تاجرالسلطنه - حاج آقا ابطحي: مصلح الدوله - دكتر سردار محسن رضايي: ملك الادبا والمتكلمين - حسين شريعتمداري: مير غضب باشي اعظم - جواد لاريجاني: ميرزا جواد آقا مغناطيس - حبيب الله عسگر اولادي: حبيب الله خان جديد الاسلام - آيت الله شاهرودي: عزيز السلطنه - ابراهيم اصغر زاده: ميرزا ابراهيم خان توپچي - قاضي مرتضوي: مليجك( معروف به ملي جان) - كمال خرازي: سيد خندان - الهه كولايي: خاتون الوكلا - عليرضا نوري زاده: انيس العلما و صاحب الاسرار - مسعود رجوي: ناز خاتون ".
ظاهرا كه ديگه هيچ تصميمي براي برگشتن به ايران نداره! (:

از طرفي روزنامه ها هم قاط زدن دارن شماره موبايل هاي شخصي همديگرو رو ميكنن! روزنامه ي اعتماد شماره موبايل شهردار عبوس و 157 سانتيمتري تهران رو چاپ كرده بوده و روزنامه ي رسالت هم به تلافي شماره الياس حضرتي نماينده ي مجلس و مديرمسئول اعتماد رو چاپ كرده!

 

- ساعت 00:00


 

٭ طبق يه شايعه ي موثق!! تو مرز ايران و عراق دارن بنزين آمريكايي رو تو قوطي هاي 20 ليتري ميفروشن ليتري 18 تومن!!
 

- ساعت 00:00


 

نقل مطالب از اين صفحه ، با ذكر نام و لينك وبلاگ توصيه مي شود!


:Special Thanks to

Hossein Derakhshan's Weblog

[Powered by Blogger]

[Hosted by Network Supporters]

[Comments by YACCS]